ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )
39
معجم الأدباء ( فارسي )
15 - ابراهيم بن ابى عبّاد يمنى [ 1 ] او برادرزادهء حسن بن اسحاق بن ابى عبّاد نحوى است كه در جاى خود خواهد آمد [ 2 ] . اين ابراهيم از نحويان بزرگ يمن بود . او را دو اثر مختصر است در نحو ؛ يكى موسوم است به التلقين و ديگرى معروف است به مختصر ابراهيم . وفات او بعد از سال 500 هجرى بوده است . 16 - ابراهيم بن عباس صولى [ 3 ] ابو اسحاق كاتب ، ابراهيم بن عباس بن محمد بن صول ، از موالى يزيد بن مهلّب بود . در ماه شعبان سال 243 در سامراء در گذشت . وى عهده دار ديوان نفقات و ضياع بود . تولدش در سال 176 و به قولى در 167 بود . صول مردى ترك بود . او و برادرش فيروز از ملوك جرجان بودند . كيش مجوسان اختيار كردند و خود را در زى ايرانيان در آوردند . چون يزيد بن مهلّب بن ابى صفره به جرجان رسيد آنها را امان داد . صول به دست او ايمان آورد و همواره با او بود تا با يزيد در نبرد عقر [ 4 ] كشته شد . يزيد بن مهلّب چون دعوى امارت كرد ، صول و چند تن ديگر به او پيوستند . صولى گويد كه جدش صول با يزيد به قتل رسيد ، يزيد را كشته يافتند بى هيچ جاى شمشير يا نيزهاى ، درحالىكه گوشها و بينى و دهانش از غبار لشكر ، پر شده بود . هرگز ديده نشد كه كسى جز او به غبار كشته شده باشد . جماعتى از غلامانش هم با او بودند . بعضى گويند با جمعى از غلامانش به عباس بن وليد پناه برد . عباس او را امان داد ولى به غدر همه را بكشت . و گويند در نبرد با سپاه بنى اميه بر تيرهاى خود مىنوشت : صول شما را به كتاب خدا و سنت پيغمبرش دعوت مىكند . اين خبر به يزيد بن عبد الملك رسيد ، برآشفت و گفت : واى بر اين ختنه ناكرده . او را چه رسد كه ما را به كتاب خدا و سنت
--> [ 1 ] بغية الوعاة 1 : 426 او را ابراهيم بن محمد خوانده و گويد كه در آغاز قرن پنجم زنده بوده . [ 2 ] همين كتاب شماره 308 . [ 3 ] الفهرست : 136 ، تاريخ بغداد 6 : 117 ، اغانى 10 : 43 ، مروج الذهب 5 : 23 - 28 ، ابن خلكان 1 : 44 ، اعتاب الكتاب 146 ، الوافى 6 : 24 ، النجوم الزاهرة 2 : 315 و در برخى كتب ادبى . [ 4 ] عمر بن عبد العزيز يزيد بن مهلّب را به سبب تصرف در اموال به زندان كرده بود چون عمر وفات كرد يزيد بن مهلب از بيم يزيد بن عبد الملك از زندان گريخت و بر خلافت خروج كرد و در مكانى به نام عقر ( جايى ميان واسط و مكانى كه بعدها بغداد شد ) در سال 102 كشته شد .